سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
61
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
باب صد و بيس و سوّم بخشى از پيشبينيهاى على عليه السّلام [ مستدرك حاكم 2 / 358 ] به سند خود ، از « عبد الله بن طاووس » از پدرش روايت مىكند كه « حجر بن قيس مدرى » از كسانى بود كه ويژگى خاصى در حضور حضرت على عليه السّلام داشت . در يكى از روزها ، حضرت على عليه السّلام خطاب به وى ، فرمود : اى حجر ! پس از من ، تو را بر آن مىدارند كه مرا لعنت كنى ، البته به لعن من بپرداز ، ليكن از من تبرّى مجو ! « طاووس » گفته است : بخاطر دارم « حجر » را در حالى ديدم كه « احمد بن ابراهيم » ، خليفه اموى ، دستور داده بود وى را به مسجد جامع ببرند و كسى را بر او گمارده بود كه « حجر » على عليه السّلام را لعنت كند ، و در صورت امتناع ، كشته شود ! گفت : اى مردم ! امير « احمد بن ابراهيم » به من دستور داده است تا على عليه السّلام را لعنت كنم ، اينك او را لعنت كنيد كه لعنت خدا بر او باد ! گفتار « حجر » ، ايهام داشت ( دو پهلو بود ) و براى همين است كه « طاووس » مىگويد : خداى تعالى گوش دل مخالفان را كر كرد ، بطوريكه متوجه نشدند كه منظور « حجر » چيست .